سایه سنگین هاشمی و خاتمی

انتخابات خرداد92 به آرامی به موضوع اصلی مباحث عامه و سیاسیون تیدیل می شود ، در این میان سایه سهمگین حضور خاتمی و هاشمی به عنوان  نامزدهای احتمالی، تمام تحلیل و بدگویی های جناج رقیب آنان  را متوجه خود کرده است. اگرچه شواهد فعلی نشان از عدم حضور مستقیم این دو شخصیت در عرصه انتخابات 92 را دارد ولی هیچ کسی نمی تواند نقش تأثیرگذار دیدگا های آن دو را  انکار کند به همین دلیل از هر بیان و دیدگاه آنان می ترسند.

حقیقیت این است در میان جناح اصولگرا ؛ برد فعلی تا این لحظه ؛ از آن " نامزد مورد حمایت احمدی نژاد"  است و بقیه اصولگرایان اگر به تحلیل و دشنام از هاشمی و خاتمی می پردازند نه از باب ترس از آنان که ترس از موفقیت احمدی نژاد را دارند...

البته تا خرداد92 ؛ روز باید هر روز منتظر  موج جدیدی در عرصه اجتماع بود

آرمان های انقلاب اسلامی، ماندگار است.

     سال 57 برای من و امثال من، که در آن زمان دانش آموز و کم و بیش نظاره گر ایثار و فداکاری مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) بودیم ، خاطره انگیزترین دوران زندگی است ، اگرچه خاطرات در اوج عرفان و ایمان جوانان، در دفاع مقدس خود حکایت دیگری است.اما اوایل انقلاب که مردم یکصدا و متحد بودند ، شروع حرکتی هماهنگ ، برای رسیدن به آن اوج معنویت بود.

     اعتقاد به قران و اسلام  ، برای دست یابی به آزادی وآزادگی  وبرپایی عدالت اجتماعی واز بین بردن فقر واختلاف طبقاتی در سایه معنویت وایمان ، اوج آرمان های مبارزان انقلاب است ، وهیچگاه ودر هیچ زمانی وتحت هیچ شرایطی عهد ما با شهدای انقلاب ؛ گسسته نخواهد شد .

     اسلام ، قرآن ، وآرمان های امام (ره) ، شهدا و رهبری و ولایت ، حلقه مشترک ومتحد همه دوست داران انقلاب است . فرزندان امروز جامعه شدیداً ، نیازمند تبیین  اهداف جهانی انقلاب  هستند. مبادا غفلت شود ، و به نام اختلاف وبه آتش تعصب جاهلان ، و به خواست دشمنان ،غبار غربت بر اندام  این شجره طیبه بنشید.و آن همه  ایثار و ازخودگذشتگی عادی شود 

     باید تلاش کرد و نگذاشت اهداف امام و شهدای انقلاب به دست  فرصت طلبان و نادانان و نامحرمان ، وارونه جلوه داده شود و آن همه  ایثار و فداکاری به عنوان یک اتفاق عادی  به فرزندان تشنه آگاهی و واقعیت ، ایران بد و عرضه شود .

سکوت یا رضایت ؟

سکوت یا رضایت ؟

    بعد از انتخابات خرداد 88 و به دنبال آن،  اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات  و متعاقب آن دستگیری تعداد زیادی از سیاسیون اصلاح طلب ؛ وضعیت سیاسی کشور  در حالت بهت و نگرانی است . شایعه اعتراف گیری از دستگیر شدگان و پخش آن در صدا وسیما ، به این نگرانی ها افزوده است .

    مردم بدون نشان دادن هرگونه عکس العمل اجتماعی؛ در محافل اداری و جامعه و خانوادگی به دقت ، هر گونه سخن و اتفاقی را رصد می کنند و به تحلیل حوادث گذشته می نشینند. باید قبول کرد ، جامعه هیچ نگرانی ، برای شرایط پیش آمده اصلاح طلبان ندارد و در مقابل هیچ خوشحالی هم ، برای جناح پیروز از خود نشان نمی دهد، گروهی از مردم جامعه ،از خسارت به هر دو جناح خوشحال هستند  و متأسفانه درگیری هر دو گروه را می خواهند.

وضعیت سیاسی به حالت امنیتی در آمده است و به نوعی ناامیدی به آینده ، در بین سیاسیون وجود دارد. هرگونه اظهارنظر سیاسی ، با اما و اگرهای بسیاری همراه است. سکوت هاشمی و خاتمی در اعتراض به وضع موجود ، به نگرانی های فعلی افزوده است. نمی توان این وضعیت را ، بازگشت آرامش به جامعه نام نهاد ، ممکن هر حادثه واتفاق ولو کوچک، دوباره اعتراضات اجتماعی را افروخته و شعله ور کند. شاید بتوان گفت ؛ در آینده ، بحران های اجتماعی جای خود را به بحران سیاسی موجود ،خواهد داد.

آیا در آینده سیاسی کشور ؛ وحدت یعنی کنارگذاشتن رقیب و وادارکرده او به سکوت و تن دادن به آرامش اجباری و ناخواسته واز میدان بیرون کردن منتقد ، معنی می شود؟ آیا سهم جناح رقیب و منتقد ، در دوران موفقیت جناح پیروز در مدیریت کشور ، خدا حافظی از تمام امکانات و فعالیت های سیاسی اجتماعی و مدیریتی کشور خواهد بود ؟

 

ادامه نوشته

انتحار و انفعال در دو مناظره

انتحار و انفعال در دو مناظره

     مناظره اول محمود احمدی نژاد با میرحسین موسوی  را می توان نوعی انتحار سیاسی و فرار به جلو برای پوشش مشکلات وی دانست ؛ در مناظره اول که در با قضاوت و استقبال مردم روبرو شد ، احمدی نژاد نتوانست به خود مسلط باشد و مطالبی به زبان آورد که نتیجه آن به ضرر خود و موجب ریزش آرای انتخاباتیش شد به طوری که در مصاحبه ویژه با شبکه دوم سیما، با صراحت از مردم درخواست کرد که برای بار دوم به او رأی بدهند و در پایان مناظره با کروبی هم ؛ این درخواست را از مردم برای انتخاب مجددش بر زبان آورد.

    اصولگرایان حامی وی اگر سخنی هم به زبان نیاورند ناراضیتی خود را از رفتارهای انتخاباتی احمدی نژاد نمی توانند در این دو مناظره کتمان کنند . آیا حامیانش، اتهامات وادعاهای او را پیگیری خواهند کرد البته اگر این ادعاها در محاکم قضایی ثابت شود ماندگاری جرأت احمدی نژاد در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ثبت خواهدشد ولی اگر بی پاسخ بماند ، رفتار وی از نقل مجللس وخدایی ناکرده مضحکه کوچه وبازار خواهد شد.

احمدی نژاد در مناظره با مهدی کروبی ، روشی برخلاف رفتار قبل خود داشت و نتوانست پاسخی به انبوه سئوالات و مباحث مطرح شده کروبی داشته باشد ، باید اذعان کرد احمدی نژاد نمی توانست و حتی حامیان قدرتنمد او ، نمی توانند در مقابل اطلاعات و قدرت بیان« لــر صریح لهجه» پاسخی داشته باشند به همین خاطر هم این کارشناس ارشدکشوری،  نفهمید که کروبی در پاسخ به سئوالش،  در باره جزایری چه گفت!!چون قصد پاسخ نداشت وقصد وی تخریب کروبی بود.

مناظره اول به نفع موسوی تمام شد و موجب ریزش آرای احمدی نژاد و رویش آرای خاموش جامعه شد ؛ در مناظره دوم ، کروبی ، موفقیت موسوی رادر جامعه بیشترکرد.

اگرچه این مناظره ها، برکت حضور مردم در انتخابات را به دنبال دارد ، موجب تردید اعتماد مردم به رفتار مسئولان  هم می شود که فرصتی دیگر بیان خواهد شد.

فتنه ای در حال تکوین است!!

مواظب باشیم

 فتنه ای در حال تکوین است!!

چرا کسانی که از پیروزی رقیب ، واهمه دارند وترس از دست رفتن قدرت ، آنان را آشفته کرده است ؛ حرمت بیت رهبری را می شکنند و در ساحتارشکنی و بی اخلاقی جلودار می شوند.و محیط معنوی نماز جمعه را با رفتار غیر قابل قبول ، به نزاع جناحی تبدیل می کنند؟ چرا برای نگهداری و ماندن در قدرت چند روزه ، انواع تهمت و دروغ و بی حرمتی را در حق دیگران روا  می دارند و خود را مدعی اصولگرایی اسلامی می دانند؟ آیا گروه های فشار وهرج ومرج طلب می خواهند به صحنه اجتماع برگردند و جوسازی نمایند ؟

فتنه گران آشوب را در حمایت از رئیس جمهور ودر مخالفت با میرحسین موسوی  ودر سایه عزاداری حضرت زهرا(س)  در حسینه امام خمینی (ره) بیت رهبری و نماز جمعه تهران شروع کرده اند!! قطعاً معظم له از این کا واقدام تقرقه انگیز و وحدت شکن ناراضی و خون به دل هستند .مردم بیت رهبری را، ملجأ و پناهگاه وحدت و یگانگی و محل امید خود می شناسند ونباید فرصت طلبان وقدرت دوستان ، از بیت ،سوءاستفاده  کنند وآن را برای پیشبرد اهداف خود مصادره نمایند.

مردم  با دقت به تحلیل این حوادث می پردازند واین حمایت وتقویت رهبری نیست که گروهی در سایه طرفداری دروغین از ایشان ، به رقیب خود ، بی حرمتی کنند.

امیدواریم حوادث دو روز گذشته با تدبیر متولیان هدایت و کنترل شود و آغاز کینه های اجتماعی نشود و انتظار است رئیس جمهور محترم از این اقدامات تبری بجوید و هواداران خود را به آرامش و رعایت قانون واخلاق دعوت نمایدو نیز هواداران میرحسین موسوی هوشیار باشند به دامی که برای آنان پهن کرده اند نیفتند .

ادامه نوشته

حضور بی اثر

حضور محسن رضایی

در صحنه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری

       محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس و دبیر فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام بعد از مدتها تردید و مشورت با همفکران خود، باحضور در وزارت کشور ، رسماً برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

    موضوع انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری تاکنون با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد و محسن رضایی نتوانسته است فضای جامعه را به این مهم حساس نماید؛ شاید به این دلیل است که مردم ، محمود احمدی نژاد را را در این دوره نیز ، رئیس جمهور می دانند و سنت هشت ساله مدیریت کشور در دوران ریاست جمهوری هر فردی را در مورد ایشان هم ، روال عادی می دانند و حضور دیگر افراد و اشخاص مطرح را ، فقط فرصتی برای بیان نقایص و نقد عملکرد دولت قبلی و یاد آوری نیاز های جدید جامعه به مسئولین آینده می دانند، در صورت عدم حضور مردم در پای صندوق رأی می توان به این فرضیه امیدوار بود و اگر مردم حضوری موثر و تعیین کننده داشته باشند این تحلیل ناقص  است.

    زمانی که سیدمحمد خاتمی بعداز درخواست های مکرر مردم با تدبیر تردیدها را کنار گذاشت و وارد عرصه رقابت انتخاباتی شد در آن زمان هم بجز گروهی از جوانان که بعدها به ستاد88 مشهور شدند حرکت چشم گیری در استقبال از حضور ایشان در لایحه های اصلی جامعه مشاهده نشد.

    بعدها حضور موسوی و قبل از آن حضور اعلام شده مهدی کروبی و حدث و گمانه زنی های انشعاب در جبهه اصولگرایان وموضوع عبور از احمدی نژاد و امروز حضور محسن رضایی  ، همه این ها آنقدر برای مردم و جامعه بی اهمیت بوده است که نتوانسته  فضای جامعه را به این مهم حساس نماید و حساسیت مردم را در باره انتخابات دوره دهم برانگیزد.

   تا زمان برگزاری انتخابات 22 خرداد88 کمتر از 35 روز فرصت باقی است و چنانچه یک شوک اجتماعی ، گرایشات جامعه و مردم را به موضوع انتخابات حساس نکند، در وضعیت و شرایط فعلی پیروز انتخابات محمود احمدی نژاد است ! اما ؛ آیا این امیدواری تا آخرین روز  تبلیغات انتخاباتی برای وی و هوادارانش به همین روال باقی خواهد ماند؟؟ باید منتظر بود و اتفاقات آینده را رصد کرد.

اثرگذار معنوی تشکل کانون صنفی ، برمعلمان کشور

اثرگذار معنوی

تشکل کانون صنفی ، برمعلمان کشور

قابل انکار نیست!؟

      کانون صنفی معلمان امروز سه شنبه 8/8/88 را روز اعتصاب عمومی معلمان اعلام کرده است و تشکل های همسوی این کانون ، به هر طریق ممکن ، اعتصاب معلمان را اطلاع رسانی کرده اند. در این میان گروهی از منقدین کانون می گویند: «  اعضای فعلی کانون صنفی اتفاقی به عنوان نماینده معلمان معرفی شده اند و در حقیقت راهکار دمکراتیک برای انتخاب اعضای رهبری آن طی نشده است، پس نمی توانند نماینده قاطبه فرهنگیان کشور باشند.» من هم با این سخن موافقم ؛ چون می دانم گستره سلایق موچود در آموزش وپرورش به مانند گستره افکار مردم در اجتماع متنوع و مختلف است و چون کسی نمی تواند برنامه های خود را در بین مردم و در اجتماع بطور کامل بیان وارائه کندو مردم هم به موضوعات توجه ندارند ؛ در نتیجه هیچ حزب وگروهی نمی تواند نماینده آحاد مردم باشد ، اما در غیاب اکثریت به اصطلاح خاموش جامعه؛  کسانی که در صحنه رقابت ها حضور داشته باشند ، نماینده افکار جامعه هستند .

   باید قبول کرد و انکار نکرد ؛ در جایی که انجمن اسلامی معلمان و یا دیگر تشکل های چپ و راست و سیاسی ومذهبی معلمان، کاری انجام نمی دهند و یا حرفی برای گفتن ندارند ؛ کانون صنفی معلمان ایران ولو به تعداد انگشتان یک دست هم باشند، می تواند برافکار معلمان کشور تأثیر بگذارند ، اگرچه ممکن است معلمان به خواسته های این گروه عمل نکنند ولی ناشر اندیشه ها و دیدگاه های این گروه هستند ومنتظرند تا سخن تازه کانون را بشنوند. حتی اگر ؛روز سه 8 / 8 / 88 ، با توجه به تمهیداتی که برای عدم اجرای بیانیه کانون به مدیران مدارس گوشزد شده است و اگر معلمان،اعتصاب نکنند و یا نگذارند اعتصاب انجام شود ، سایه ترس این تشکل بر سر مسئولین آموزش و پرورش سنگینی خواهد کرد و همیشه ترس از موضع گیری های او ، در دل مسئولین وجود دارد و کانون توانسته است موجی و حرکتی و لو کوچک و مختصر در بین معلمان بوجود آورد. به این دلیل معتقدم با این که کانون،  اعضای رسمی ندارد ویا اعضای کمی دارد وممکن است نماینده تمامی فرهنگیان نباشند؛ ولی هواداران خاموش و پنهانی دارند که به بهانه مخالفت با مدیریت آموزش وپرورش، ایده کانون را منتشر می کنندو این موفقیتی برای تشکیلات کانون است.

سهم مبهم متولیان سیاسی استان

سهم مبهم متولیان سیاسی استان

در توسعه سیاسی و ترویج حقوق شهروندی

    تا زمان برگزاری انتخابات مهم ریاست جمهوری دوره دهم در خرداد 88 کمتر از پنجاه روز ،  زمان باقی مانده است و بجز کارمندان دولت که نسبت به موضوع حساس شده اند و انتخابات را در تغییر وبهبودی وضعیت همه جانبه زندگی خود در چهارسال آینده ، موثر می دانند ، دیگر اقشار جامعه ، تاکنون به این مهم واکنش وحساسیت نشان نداده اند و در لایه های متنوع وصنوف مختلف اجتماع که  در نتایج انتخابات  موثر هستند ، اهمیت موضوع مطرح نشده است.

     حضور حماسی مردم از آن جهت که شرکت در گزینش اندیشه های جدید ارائه شده و انتخاب مدیریت سیاسی و اجرایی و فرهنگی کشور است ، نباید برای متولیان به صرف آماده سازی مقدمات اجرائی برگزاری انتخابات خلاصه شود.  

   برای اهمیت دادن به موضوع توسعه سیاسی جامعه و آشنا نمودن طبقات مختلف با حقوق شهروندی خود ، تنها احزاب سیاسی و کارمندان ناراضی از وضعیت اقتتصادی ؛ مسئولیت ندارند. متولیان سیاسی کشور وبه تبع آن استان؛  برای نهادینه کردن این مهم چه کرده اند؟ آیا به وظایف خود توجه و عمل کرده اند ؟ آیا اصولاً با موضوع مردم سیاسی  واجتماعی میانه ای دارند؟

  اگر حوزه سیاسی استانداری نتواند از طریق تعامل و همراهی با احزاب کرمانشاه و یا دیگر شخصیت های سیاسی استان ؛ نسبت به برگزاری جلسات عمومی اقدام نماید ؛ چگونه می تواند یک ملیون ودویست هزار کرمانشاهی واجد حق رأی را ،به پای صندوق ها دعوت کند؟

   شاید چون جایگاه احزاب و توجه به گروه های سیاسی در دولت نهم کم اهمیت است ؛ متولیان سیاسی استان نیز با تأسی از این نگرش ، چنین رفتاری دارند؟ و رغبتی به این مهم نشان نمی دهند؟

 آیا نمی شود در بعضی از  برنامه های زنده ی بی محتوای ساعت 9 تا 10 شب شبکه زاگرس که با مجریان ناتوان و هنرپشگان کم مایه به تمسخر فرهنگ استان پرداحته می شود؛ از شخصیت های سیاسی و دانشگاهی وفرهنگی دعوت نمود و به تبین حقوق شهروندی مردم پرداخت؟

   در هر دوره ای ،انتخابات ریاست جمهوری یعنی اهمیت دادن به درخواست ها وتوجه به نگرش های جدید جامعه ؛ که هرایرانی با گزینش نماینده خود ، آرزوی آبادانی کشور و آرامش خانواده اش را در زندگید دوران مدیریت جدید کشور، طلب می کند.

    متأسفانه روحیه مطالعه شب امتحانی که در همه دانش آموزان و مردم ما وجود دارد ویک کتاب صد تا سیصد صفحه ای را یک شبه به جای یک سال یا یک ترم مطالعه می کنند ، در بدنه مجریان ومتولیان اجرایی و سیاسی کشور هم  وجود دارد و می خواهند با تبلیغات یک هفته ای در صدا وسیما اهداف چندین ساله سیاسی را برای مردم تبین ونهادینه کنندو از آن نتیجه مثبت هم بگیرند!!

تردید در تصمیم اصولگرایان

تردید در تصمیم اصولگرایان

       اصولگرایان تا به حال بطور رسمی نامزد انتخاباتی خود را به مردم معرفی نکرده اند ؛ این موضوع یا حکایت از اطمینان آنان به پیروزی در انتخابات خرداد 88 دارد  و رقیب را در این رقابت به حساب نمی آورند !! و یا همانطور که شایعات مطرح می کند،  نشان از اختلافات داخلی آنان برای معرفی  محمود احمدی نژاد است.

       ظواهر امر نشان می دهد طیف گسترده ای از مردم عادی وهمچنین بزرگان اصولگرا به ظاهر و به زبان با احمدی نژاد و در باطن و عملاً به عملکرد او اعتراض دارند و به  میر حسین موسوی علاقه نشان می دهند و بطور قطع با این وضعیت ، در روز رأی گیری به طرفداری از موسوی و برای انتخاب او ، به پای صندوق رأی خواهند رفت.

     انبوه مشکلات موجود جامعه وناتوانی مردم برای اداره یک زندگی متوسط و وضعیت سخت  اقتصادی کشور  و  وعده های تکرای و بی عمل مسئولین ، همه  و همه ؛ رضایت مردم  از دولت نهم را تقلیل داده و محبوبیت او را کم کرده است. در وضعیت فعلی ، شرایط به نفع اصلاح طلبان است. محبوبیت نخست وزیر همراه مردم در دوران جنگ ، هر روز بیشتر می شود ، اگر اصلاح طلبان بتوانند در  شرایط موجود ؛ همراهی افکار جامعه را برای خود نگه دارند قطعاً پیروز انتخابات خواهند بود.البته نباید از رأی موثر و پنهان مردم حاشیه های شهرها  و روستاها غفلت کرد که می توانند تعیین کننده معادلات انتخاباتی باشند . آنان نیازمند روشنگرمنصفانه وبی غرض  وهمراه باصداقت و برنامه ، برای همراهی هستند.

     اصولگرایان اگر فرصت داشتند واگر احتمال پیروزی اصلاح طلبان را کم می دانستند قطعاً موضوع عبور از احمدی نژاد را عملی می کردند ، ترس آنان در وضعیت فعلی ، برای معرفی چهره جدید؛  فرصت کم در شناساندن گزینه جدید،  به مردم وجامعه است. به همین خاطر گروهی از آنان به نام دولت ائتلافی در اندیشه معرفی چهره های جدیدی هستند.

حملات و تخریب مداوم میرحسین موسوی ، توسط سایت های حامی و روزنامه های مشخص می تواند نمونه ای از نگرانی و سردرگمی درتصمیم گیری آنان باشد.

استقبال گرم و معنادار

استقبال گرم و معنادار

مراجع تقلیدقـم از مهندس موسوی

     میر حسین موسوی برای تبیین اهداف وبرنامه های خود در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ، روزپنج شنبه 20/1/88 به دیدار مراجع تقلید در قم رفت ، اخباری که از این دیدارها در سایت های خبری منتشر شده است  ؛ نشان از استقبال گرم مراجع تقلید از دیدگاهها و برنامه ها وحضور ایشان در عرصه انتخابات دارد.

     بی شک نقش مراجع معظم تقلید در امیدواری نامزدها برای حضور انتخابات ونوع برخورد واستقبال آنان از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ، تأثیرگذار و مهم است و این دیدارها در تلطیف فضای مسموم تهمت ، که از طرف بعضی از مدعیان بوجود آمده و رقبای خود را بی دین و ضدانقلاب می خوانند اثرگذار خواهد بود.وتلاش آنان را بی اثر می کند.

     سخنانی که از مراجع تقلید در دیدار با میرحسین موسوی منتشر شده است به نوعی استقبال و حمایت از حضور ایشان در عرصه  انتخابات  و گله مندی از وضعیت موجود و مدیریت و برنامه های کشور است. عملکرد مثبت موسوی وخاطره خوش خدمت رسانی او به مردم در دوران دفاع مقدس ، مراجع را شاداب از حضور ایشان نشان  می دهد.

ادامه نوشته

حذف آرام و خاموش

کم لطفی و بی اعتنایی به  آیت الله زرندی!؟

     تلاش بعضی از روحانیون اصولگرای کرمانشاه برای حذف آیت الله زرندی؛ روحانی اصلاح طلب ، از صحنه فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و علمی در کرمانشاه با انتخاب و انتصاب مدیر داخلی حوزهایت الله زرندی علمیه امام خمینی (ره)  بدون هماهنگی با ایشان به نتیجه رسید.

    آیت الله زرندی از  زمان تحویل مسند امامت جمعه کرمانشاه به حجت السلام علماء ؛ در حوزه علمیه امام خمینی با تدریس و تعلیم طلاب جوان، گوشه عزلت گزیده اند و اگر چه نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری هستند و در مسجد موسی بن جعفر (ع) اقامه نماز دارند ، ولی کمتر درفعالیت های اجتماعی ظاهر می شوند و ارتباط زیادی با مردم و گروههای مختلف جامعه ندارند؛ با این حال هر از چندگاهی ، بعضی از نیروهای اصلاح طلب به دیدار وی می روند و از موعظه های اخلاقی  ایشان بهره می برند ، او حتی در این جلسات و دیدارها ، کمتر به مسائل روزمی پردازد و موضع گیری خاصی ندارد و بیشتر به بیان مطالب کلی می پردازد و از  انتقاد به سیاست  مدیران دولت فعلی، خودداری می کند.

     حوزه علمیه امام خمینی کرمانشاه حاصل زحمات و پیگیری های چندین ساله اوست حال که مدیریت داخلی حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه که زیر نظر وی فعالیت می کند و بدون هماهنگی با وی تغییر کرده است ، آیا این اقدام به نوعی  مقدمه انتقال محترمانه به قم و یا خانه نشین کردن  خاموش و آرام او نیست ؟

 در موقعیت کنونی که انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در پیش است ؛ آیت الله زرندی با توجه به جایگاه  و توان و شناختی که از روحانیون استان دارد ؛ می تواند جایگاه سیاسی اجتماعی و میزان تأثیر گذاری و  نفوذ کلام خود در جامعه را احیا کند و به آزمایش بگذارد .

   آیا اقدام به ساماندهی روحانیون با نفوذ همسوی با خود،  خواهد نمود ؟با توجه به روحیه غیرجنجالی و آرام  ایشان، بعید است که چنین اقدامی نماید.اما آیا روحانیونی که در مدت 23 سال از قِــبَـل  همراهی با وی، به مقام و مکنت و جایگاه اجتماعی امروز رسیده اند همچنان نظاره گر حذف آرام او در عرصه اجتماع خواهند بود ؟ و مرادگذشته خود را تنها خواهند گذاشت و با او همراهی وهمدردی نمی کنند؟

 

اقبال قالیباف  

اقبال قالیباف  دراختلاف اصولگرایان

       با انصراف سیدمحمدخاتمی از نامزدی انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ؛ زمینه حضور فعال انتخاباتی ، برای قالیباف آماه می شود . اصولگرایان تا به حال  به خاطر وحشت از حضور خاتمی اختلافات خود را پنهان کرده بودند وبا وحدت ظاهری و شکننده ، که نمونه این اختلافات را در مکاتبات اخیر رئیس جمهور و رئیس مجلس ، می توان دید ،به یکدیگر لبخند ظاهری می زدند .

    قبلاً از قالیباف نقل شده بود که که « چنانچه خاتمی در عرصه رقابت حضور پیدا کند من کاندیدا نمی شوم »  و او امروز و راحت تر ، و مانندخاتمی اخلاقی تر ، به عرصه رقابت باز می گردد.بنابراین انصراف خاتمی کمک به وحدت اصلاح طلبان و موجب برملا شدن اختلافات درونی اصولگرایان خواهد شد .

از امروز باید دید که اصولگرایان چه کسی و یا کسان دیگری غیراز قالیباف، مطرح می کنند تا موضوع عبور از احمدی نژاد را عملی کنند.

 

 

غرور اصولگرایان و غفلت اصلاح طلبان

غرور اصولگرایان و غفلت اصلاح طلبان

         اصولگرایان حمایت های رهبری از دولت را به نفع خود مصادره تبلیغاتی کرده و می کنند ودولت  مورد حمایت رهبری را به معنی  تأیید و انتخاب  رئیس جمهوری دهم می دانند،  غافل از این که بیانات مقام معظم رهبری ؛ کلی و در حوزه حمایت از مدیران و مجریان سیستم، در هر دوره زمانی بوده است . پشتتیبانی رهبری به معنی تشریح و تأیید پیشرفت های نظام در هر دوره  است یعنی پشتیبانی از نظامی که رهبری برای حرکت  و پیشرفت ، آن تلاش می کند ، عملکردهای مدیران و در رأس آنان رئیس دولت بخصوص در تصمیم گیریهای اجرایی ، موضوعی است که همیشه  و در همه دولت ها مورد نقد منتقدان واقع شده و می شود و هیج تناقضی با سخنان رهبری ندارد . این غرور تا حدی پیش رفته است گروهی از همراهان دولت به خاطر ضرر تصمبم گیری ها  و عملکردهای آن، اکنون در در ردیف منتقدان دولت قرار گرفته اند. از طرفی آنان حضور مردم در استقبال از رئیس دولت را  به معنی تأیید سیاست ها و همراهی مردم  با اندیشه های ارائه شده می دانند که چنین نیست! آنان که در بطن اجتماع هستند معنی این سخن را بهتر می فهمند و می دانند . اصولگرایان مغرور به این دو فاکتور هستد و پاشنه آشیل آنان  همین جاست.

نکته:«« در کرمانشاه تعداد نامه های ارائه شده به هیئت دولت  421440 نامه بوده است یعنی هرخانواده ای یک نامه ،  یعنی همه مردم استان  دچار مشکل و نگران مدیریت زندگی مادی واجتماعی خود هستند  این مطلب به معنی اعتراض آرام به عملکرد ناتوان مدیریت اجتماعی دولت است نه به معنی حمایت از او...!!؟؟»»

    واما اصلاح طلبان که فعلاً  فضای ذهنی مردم اجتماع را در اختیار دارند و از  رسانه ارتباطی موثر برخودار نیستند ؛ مغرور به این فضا و موقعیت شده اند و فکر می کنند که حمایت کلی مردم و نگرانی آنان از وضعیت اقتصادی وسیاسی جامعه را می توان برای خود نگه دارند!! در صورتی که مردم از برنامه های ارائه شده کاندیداها ، سخن تازه ای برای امیدواری به تغییر در وضعیت موچود،  پیدا نکنند نمی توان به حمایت آنان ، امیدوار بود . غفلت دیگر اصلاح طلبان این است که نبض متن جامعه یعنی عامه مردم را بوسلیه روحانیون در اختیار ندارند ، درست است که خاتمی روحانی و احمدی نژاد مکلا(غیر روحانی) است؛  ولی پل ارتباط احمدی نژاد روحانیون و هیأت های مذهبی سراسر کشور است اما ارتباط خاتمی با بدنه اجتماع چگونه است ؟؟ رأی های خاموش وقهرکرده  با اجتماع ، امید موفقیت اصلاح طلبان است .

  نمی توان برای مردمی که چارچوب نظام را قبول دارند و همیشه از اعتقادات خود پاسداری می کنند  با لعاب مخالفت ، در دل آنان جای گرفت این همان نقصی است که اصولگراین از آن به نفع خود بهره می برند و از آن به عنوان مخالفت با خاتمی بهره می گیرند.

دوستان و کاربران محترم

سلام

مشکلی در« قالب قبلی وبلاگ» بوجود آمده ، تا اصلاح آن از حذف موقت بعضی امکانات و لینک ها پوزش می خواهم .                                    

  وبلاگ تقریرات

مـوسـوی  یا خاتمـی!؟

مـوسـوی  یا خاتمـی!؟

      رقابت انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری در جبهه اصلاح طلبان وارد مرحله جدیدی شده است ؛ سرانحام میرحسین موسوی ، بعداز ماها انتظار ، با صدور بیانیه ای تصمیم به حضور در عرصه رقابت گرقت . سیدمحمدخاتمی قبل از اعلام کاندیداتوری خود،  گفته بود   یامن می آیم و یا میرحسن موسوی! » وحالا هردو در عرصه رقابت حضور پیدا کرده اند ، و حضور همزمان هردو یعنی واگذاری نتیجه رقابت،  به طرف مقابل.

    از زمانی که مهدی کروبی از مجمع روحانیون مبارز کنار کشید وحزب اعتماد ملی را تشکیل داد؛ مجمع توان و پتانسیل مرکزیت و محوریت خود را در بین در گروههای دوم خردادی از دست داد و تا به حال ،  نقش یک حزب سهم خواه ویا ناظر بی تاثیر داشته است  تا یک گروه  راهبر و تأثیرگذار!؟

   در مقابل جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب کارگزاران ، سه تشکل قوی هستند که توان تصمیم گیری و هدایت  در گروههای جبهه دوم خرداد را به دست گرفته اند . حال باید دید که توان تأثیرگذاری کدام یک ازگروههای دوم خردادی برای تصمیم گیری خاتمی، اثربخش است ، اگر آنان بتوانند با حضور میرحسین موسوی ، خاتمی را وادار به تصمیم گیری برخلاف نظر خود کنند و بر افکار او تأثیر بگذارند و او را قانع به ماندن در عرصه رقابت نمایند ، شاید بتوان گفت خاتمی هم مانند هاشمی رفسنجانی قربانی تصمیم گیری های احساسی و رقابت بی وحدت اصلاح طلبان خواهد شد.

با توجه به این که حضور میرحسین موسوی بدون پشتیبای احزاب صورت گرفته است وبا عنایت به این که تیم مشورتی او با راه اندازی بیش از  پنج سایت خبری واطلاع رسانی  و گرفتن مجوز انتشار روزنامه « کلمه » و تشکیل ستاد ها وتعیین آرم مخصوص ستادها،  برای کارکردن وماندن در عرصه رقابت شروع شده است ، ماندن وی در عرصه رقابت قطعی خواهد بود .

  اما شاید حضور خاتمی هم چنان که در روز اعلام کاندیداتوری خود اعلام کرد : برخلاف میل باطنی خود و به خاطر پاسخ به درخواست های مردم ( نه احزاب ) به عرصه رقابت آمده است و تا به حال هم، از طرف مشاورین ایشان هیچ سایت وروزنامه ای ، که منعکس کننده دیدگاهها وبرنامه های ایشان باشد راه اندازی نشده است در آینده  هم؛  با درخواست مردم و برای ایجاد وحدت در بین نامزدهای اصلاح طلبان ،  پاسخ دهند و کنار بروند وبه حمایت از موسوی بپردازند.

مصاحبه ها واظهارات تازه آرمین و ابطحی تاجرنیا و... حکایت از تمایلگروهی از اصلاح طلبان برای  ماندن خاتمی و ولو با حضور مسرحسن موسوی است . به راستی عقلای قوم تا به حال به نتیجه اظهارات خود اندیشیده اند و موقعیت ومشکلات موجود را می شناسند ، امیدواوریم تصمیم گیری عاقلانه منجر به رقابتی شکوهمند وحماسی شود.

 

تحلیل وضعیت

بهترین موقعیت برای اصولگرایان

   اصولگرایان می گویند که اصلاح طلبان با ژنرال های خود ( خاتمی ، کروبی و موسوی ) در رقابت انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری وارد شده اند و ما نمی توانیم در مقابل  آنان با افراد ناشناخته  رقابت کنیم  ؛  لذا تنها کسی که توان مقابله با این افراد را ، دارد " احمدی نژاد"  است .اگر چه به طرح یک کاندیدای سایه ( محمدباقر قالیباف) هم امیدوار هستند.

    آنان می گویند اگر خاتمی به عرصه رقابت نمی آمد طرح " عبور از احمدی نژاد" راحتر نتیجه می داد ولی برای از دست ندادن فرصت رقابت و امیدواری به نتیجه آن ، مجبوریم با " چشمان گریان از رئیس دولت فعلی " حمایت کنیم.

از طرفی اصلاح طلبان که با سه نفری که به میدان رقابت آمده اند ، فرصت مناسبی در اختیار  رقیب قرار داده اند و اصولگرایان با طرح و در نهایت حل اختلافات درونی خود ، فرصت رقابت را به سود خود هدایت می کنند.

  مهدی کروبی اعلام کرده است " مگر عزرائیل او را از این رقابت منع کند"  و سیدمحمدخاتمی هم  با توجه سخنانش وطرح دیدگاهایش در مسافرت به سه استان جنوبی؛  به نظر می آید تمایل جدی به ماندن در عرصه انتخابات را دارد  آنچه می ماند وضعیت میرحسین موسوی است که به طور قطع ، اعلام حضور نکرده است.

  اصلاح طلبان اگر چه در حال حاضر فضای عمومی جامعه را در دست دارند ولی با تعدد کاندیدها نمی توانند  امید پیروزی داشته باشند.  آن چه امروزه بیش از حد این موقعیت مهم را شکننده کرده است حضور همزمان این سه شخصیت  و ماندن آنان برای حضور دررقابت و  انتخابات خرداد88 است .

این وضعیت بهترین فرصت برای اصولگرایان فراهم آورده است تا با برطرف کردن اختلافات داخلی خود ؛ بتوانند یک کاندیدای اصلی ( محموداحمدی نژاد) را مطرح وبه جامعه مخاطب خود معرفی نمایند  و فرصت توافق در باره یک کاندیدای  سایه ( محمدباقر قالیباف) را هم فراهم نمایند.

 آیا نباید آسیب های تعدد نامزدهای انتخاتی اصلاح طلبان ، به عنوان یک موضوع عمومی مطرح شود و از بزرگان وتأثیرگذاران عرصه سیاست ، در خواست وحدت و اتحاد نمود؟

واکــســی

واکــســی

     نه سواد و اطلاعات دینی و سیاسی من به اندازه سواد آقای کرباسچی است ونه ایمان من ( البته اگر ایمان سنج دنیایی باشد!؟)  از طرفی هم ؛ کروبی را مرد ارزسمند و محترمی می دانم ومی شناسم .

  اما ازاین تعبیر حقیرانه کرباسچی هیچ خوشم نمی آید که اینچنین شخصیت خود را برای اثبات موضوع مورد علاقه اش تحقیر می کند. بعیداست این سخن تا به حال به زبان مراد ومریدی هم  آمده باشد.

خدا به ما رحم کند که برای رسیدن به قدرت ؛ بعضی ها راحت تهمت می زنند وبعضی دیگر  هم این چنین خود را تحقیر می کنند.

ای کاش کرباسچی شهردار همیشه در ذهنم باقی می ماند نه کرباسچی واکسی!!

ذهن های کوچک دشمن ساز هستند.

ذهن های کوچک دشمن ساز هستند.

    انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ، مهم ترین موضوع روز کشور است و نباید  ساده از کنار این مهم،  گذشت باید ضمن احترام به  تمام جریان های سیاسی با طرح اندیشمندانه شاخصه های  مثبت کاندیدای موردنظر ، فرصت زشتگویی  را از کم عقلان ظاهر بین گرفت .

  تحریک احساسات مردم، و دشمن سازی فرضی و ذهنی و تهدید رقیب، نشانه ناتوانی است . همه باید فرصت یابند تا ایده خود را در جامعه در معرض قضاوت مردم بگذارند و سرانجام در روز 22 خرداد هر آن چه مردم گفتند ؛همه بپذیرند.

  هیچ گروهی با هر عنوانی نمی تواند و نباید به جای مجریان قانون ، تصمیم بگیرند مگر اینکه مجری قانون ناتوان و یا خدایی ناکرده همدست و هم داستان با آنان باشد. طرح تهدید دیگران به بهانه واهی دشمن دین و دیانت نشان از اهمیت تأثیرگذاری رقیب و حضور افراد جدید بر روی افکار جامعه است.

به راستی متقی و منافق چگونه نمایان می شود ؟ مبنا بر انتخاب است و مردم حق گزینش دارند مگر نه این است نباید از پاپ هم کاتولیکتر بشوند ؟

فرزندان جبهه و جنگ اگر در جریانات سیاسی وارده شده باشند چه اصلاح طلب باشند وچه اصولگرا ، اهل اصناف هستند وتهمتی به کسی نمی زنند. ادعای منافق داشتن برای اصلاح طلبانی که کمترین واجبات خود را ترک نکرده و متشرع به احکام الهی هستند به جرم عدم همراهی با مدعیان این ادعا ، سخنی است گزاف و بیهوده که دیگر نمی تواند بر افکار جامعه تأیر بگذارد.

با ذهن کوته بین خود،  دشمن سازی نکینم  ؛ و ببیینیم آیا همان گونه که نفوذی های دشمن در جریان  رقیب نگرانیم ؛ خود نفوذی و آلت دست همان دشمن ، برای ملتهب کردن جامعه نیستیم؟

زشتگویی وبدگویی از هرکسی ناپسنداست و از مدعیان ناپسندتر !

 

برای کامنت های بی نشان !!

برای کامنت های بی نشان !!

     مدتی است بعضی کاربران محترم کرمانشاهی، برای ما ( پیام هایی ) کامنت هایی می گذارند و به نوعی،  بنا دارند که « تقریرات » هم به بدگفتن و یا تکفیر کسی و یا گروهی که  آنان دوست ندارد،  بپردازد و ما را مرید آقای ... می پندارند ؛ قبلاً این کامنت ها را  بعداز خواندن حذف می کردم  و آن را منتشر نمی کردم ، فعلاً هم منتشر نخواهم کرد مگر به ضرورت .

 اما مبنای کار ما بر نقد است ،« البته  با اطلاعاتی که داریم وخبرهایی که می خوانیم و برداشتی که داریم »  و ممکن است نقد ما ناقص و یا اشتباه باشد اما به هرصورت برداشت ماست. ولی اگر کسی بنا دارد که به مانند ذهنیت  و درخواست او رفتار کنیم ، اشتباه می کند ، در این صورت اینجا محل انتشار افکار اوست نه محل بیان نقد وگفتارما!!

اما چند مطلب :

ادامه نوشته

کمی آهسته تر و اندکی اغماض!

مطالب خودتان را بگوئید و دیگران را تضعیف نکنید.

( امام خمینی ره)

    به یمن تفرقه بزرگان شهر و دشمنی سیاسیون هر دوجناح ، الحمدالله ؛ استان کرمانشاه فاقد یک پایگاه خبری قوی و توانا است و اگر اطلاع رسانی مختصری هم وجود دارد  با ایثار وازخودگذشتگی افراد متفرق از هر گرایشی است .باهم کمک کنیم این مختصر زمینه اطلاع رسانی آلوده به زشت گویی و دشنام نشود. از زمانی که  شورای شهرکرمانشاه به خاطرضعف فرهنگی نمایندگان شورای شهر « نتواستند با هم باشند و از هم انتقادکنند » و دچار تفرقه شدند و امورجاری شهر را، مختل کرد و منجر به انحلال این نهاد مردمی و نوپا شد ،«  آموزش و تمرین منتقد بودن و دیگران را تحمل کردن  » به عنوان یک مهارت اجتماعی، در عرضه رفتارهای اجتماعی به مردم هم ،کنار گذاشته وبه فراموشی سپرده شد.

مدتی است چند وبلاگ خبری استان، به جان هم افتاده اند و آن چنان برای هم می گویند و می نویسند  ، گویی ؛ دشمن اصلی رشد و تعالی مملکت را ، یافته و هدف گرفته اند!! به راستی که ما را چه شده است که به زشت گویی به یکدیگر مشغول شده ایم ؟ و از پرداختن و نقد منصفانه موضوعات مختلف جامعه، غافل مانده ایم ؟ مگر نه اینکه برای رفتارهایمان ، در درگاه خداوند باید جواب داشته باشیم ! آیا جوابی داریم؟دوستان لطفاً کمی آهسته تر واندکی اغماض!

ادامه نوشته

فیلترینگ

فیلتر بعضی از اخبار استان

      در دنیای امروز می توان برای انتقال اخبار واطلاعات تأخیر ایجادکرد ولی نمی توان از انتشار اخبار جلوگیری کرد ، می توان انتشار اخبار را محدود کرد ولی نمی توان اندیشه ها را فیلتر کرد.

مسدود کردن سایت های خبری در مقطع زمانی که کاربران وشهروندان نیاز به منابع متعدد خبری برای تصمیم گیری دارند ، به نوعی ایجادمحدودیت برای حقوق شهروندی است .

    مدتی است در استان کرمانشاه بعضی از وبلاگ های خبری به خاطر منتقد بودن وانتشار بعضی اخبار ، مسدود می شوند و البته در فضایی دیگر و آدرسی جدید به فعالیت می پردازند.

     اگرچه رعایت اصول اخلاقی در انتشار اخبار و حفظ حرمت اشخاص یک اصل ثابت وتغییر ناپذیردر دنیای نویسندگی وخبررسانی است ولی کسانی که به هر عنوان زمام اداره بخشی از مدیریت جامعه را ، به عهده می گیرند؛ خوب می دانند که در معرض تیغ تیز انتقاد و تهمت هم هستند و این طبیعت مسئولیت پذیری است، چون همه نمی توانند دعاگوی مسئولین باشند .

گر حکم شود که مست گیرند                    در شهر هرآن که هست گیرند! .

آیا نمی بینیم که بعضی افراد و یا سایت ها به اسم نقد؛ چگونه دیگران را سلاخی می کنند؟چرا همه برابر ند وبعضی برابرترند؟بعضی فیلتر می شوند وبعضی آزاد هر آنچه می خواهند می گویند؟

    فلیترشدن کرمانشاه نیوز که حقیتقاً از ویلاگ های خبری پرمخاطب استان بود ومسئولین ( درست یا غلط )از او حساب می بردند و قبل از آن فیلتر شدن بستون جاوید و...مایه تأسف است اگر چه این مطالب ، دفاع ازموضع گیری و مطالب منتشره آن سایت هانیست و ما بجز در دنیای مجازی ارتباطی هم با آنان نداریم ولی دست بر دهان دیگران گذاشتن و اجازه حرف زدن ، ندادن و رقیب وی را آزاد گذاردن هم ، کارپسندیده ای نیست.

       این اقدامات یا به خود سانسوری در جامعه و یا به مخالف کردن منتقدین منجر می شود ، چرا فکر می کنیم همه بایستی یک جور، بنگرند ویک نوع برداشت از اقدامات متولیان جامعه داشته باشند.در این صورت نوعی استبداد ، می دهیم .اندیشه های سالم و قوی به پرخاش ها وانتقادهای بجا و نابجا، اهمیت نمی دهد. امیدو اریم مسدود شدن کرمانشاه نیوز ، آخرین خبر فلیترینگ در استان کرمانشاه باشد.

اعتصاب ناتمام

اعتصاب ناتمام با لغو اجرای بیانیه

       کانون صنفی معلمان اعلام کرده چون ریاست جمهوری محترم به درخواست بیانیه ما پاسخ مثبت داده است و قرار است از ابتدای سال آینده قانون مدیریت خدامت کشوری اجرا گردد و هدف بیانیه  کانون محقق و عملی شده است پس اعتصابی  در روزهای 3و 4و 5 اسفند در کار نیست و همکاران در سر کلاس های خود حاضر شوند و اما چند نکته:

·         به نظر می آید لغو در خواست برگزاری اعتصاب،  به نفع کانون تمام شد و کانون صنفی نیروی عرضه نشده خود را برای روز مبادا نگه داری کرد، اگر چه شاید دعای قلبی اعضای کانون همین بود که مفری برای فرار از این درخواست پیدا کنند.

·         قطعاً توضیح ریئس جمهور برای اجرای قانون مدیریت با توجه به بیانیه کانون نبوده است چون  اجرای قانون مدیریت ، چند ماه است که به تأخیر افتاده  واین حق کشی آشکار ، جایی برای اجرای درخواست بیانیه کانون  نمی گذارد.

·         معلمان مدارس خود را برای اجرای این در خواست کانون اعلام کرده بودند حال باید کانون ساز وکار اطلاع رسانی خود را به هرطریقی که امکان دارد تقویت کند تا حق معلمان بی اطلاع از بیانیه جدید پایمال نشود .

·         موضوع اعتصاب معلمان از روز 13 بهمن ماه تاکنون مطرح واطلاع رسانی شده قطعاً لغو بیانیه ( نه محقق شدن اهداف بیانیه ) پیامد هایی منفی هم برای کانون خواهد داشت .  

زنگ خطر برای وزیر آموزش وپرورش!

زنگ خطر برای وزیر آموزش وپرورش!

آیا مجلس به اعتراض معلمان برای اجرای قانون خدمات کشوری توجه می کند؟؟

       کانون صنفی معلمان روزهای 3و 4و 5 اسفندماه 88 را ، برای احقاق حقوق معلمان واجرای قانون لایحه خدمات کشوری در مدارس ایران موج اعتراض ،  راه انداخته است . شواهد نشان می دهد که اگرچه کانون صنفی به خاطر نداشتن سیستم ارتباطی قوی و عمومی نتواسته به طور کامل اطلاع رسانی نماید ، اما طیف گسترده ای از معلمان خود را برای اعتراض به مدیریت آموزش و پرورش  واعلام درخواست اجرای قانون خدمات کشوری، آماده کرده اند، بخصوص سخنان وزیرآموزش و پرورش در بی توجهی به این اقدام و پاسخ ایشان مبنی براین که  «  تا آن روز صبر می کنیم وعرصه جولان این گروه را در بین معلمان می بینیم » به سود کانون تمام شد .

     جنبش صنفی معلمان  در دوره دولت نهم ، بیش از حد مورد بی مهری قرار گرفته است ، وعده های دولت و وزرای مربوطه ، موجب بی اعتمادی معلمان ، به شعارهای عدالت خواهانه دولت شده است و با تردید به  اقدامات و وعده های تکراری، می نگرد و قطعاً نتیجه این نامهربانی ،در ایام برگزاری  انتخابات خرداد88 برای دوره دهم ریاست جمهوری ، بیشترخود را نشان خواهد داد.

     در حال حاضر در مدارس بحث بر سر چگونگی نحوه اجرای ، بیانیه کانون است .معلمان باید  مواطب باشند که این  موضوع کاملاً صنفی به موضوعی سیاسی  تبدیل نشود تا هم اقدام آنان مؤثر واقع شود و هم این که، ادامه وکنترل موضوع برای کانون ، به راحتی صورت بگیرد. در برخوردها و گفتگوهایی که با دیگر اقشار جامعه داشته ام همه می گویند مگر معلمان بتوانند کار مؤثر انجام بدهند و این نشان از مخالفت های پنهان جامعه است.

    از طرفی در طی دو هفته گذشته دیوار نویسی های مدارس ، توسط  دانش آموزان بیشتر شده است  تا حدی که دانش آموزان بی مهابا ، شعارهای سیاسی بر تخته سیاه و دیوار راهروهای مدارس ، می نوبسند. این مسائل نشان از این دارد که با کمترین مسئله ای آتش زیر خاکستر معلمان و دانش آموزان ، شعله ور می شود و این تاوان بی مهری های مدیران مغرور و  بی توجه فعلی به  آموزش وپرورش ومعلمان  است. به نظر می آید اعتراض معلمان و شعارنویسی دانش آموزان در مدارس آمدورفت های وزیر  را به مجلس،  بیشتر کند .

                    

هشـدار یا تهـدیـد

هشـدار یا تهـدیـد

·          در جریان برگزاری راهپیمایی 22 بهمن گروه موسوم به گروه فشار بعداز غیبت چهارساله مجدد در عرصه اجتماعی حضور پیدا می کنندو با تجمع در اطراف خاتمی و سر دادن شعار« مرگ برضد ولایت فقیه» بدون هیج واهمه و ترسی از متصدیان و مجریان قانون ، به حضور خاتمی در عرضه انتخابات پیام تهدید می دهند.

·          در سرمقاله روز پنج شنبه روزنامه کیهان گفته شده  « بعید نیست آمریکایی ها بعد از ناامیدی از پیشبرد اهدافشان توسط آقای خاتمی، دست به ترور فیزیکی ایشان بزنند، همانگونه که با بی نظیر بوتو در پاکستان چنین کردند.» خوب این مطلب یعنی :

1 - خاتمی مهره آمریکا است واین اصلاً توهین نیست بلکه هشدار است؟؟

 2 – طرفداران فکر خاتمی هم آمریکایی ومزدور اویند؟؟

3- هر که بخواهد در صدد رقابت با اندیشه این مدعیان به میدان انتخابات پا بگذارد این چنین با برخورد خواهد شدو...

·           مجمع روحانیون مبارز در اعتراض شدیدی خواهان برخورد قانونی با چنین اظهار نظر توهین آمیزی می شود و سرمقاله روز شنبه کیهان در توضیح مقاله روز پنج شنبه ضمن تکید بر مطالب مقاله قبلی، می گوید ما قصد هشدار داشتیم و کسی نباید از این هشدار ترسی داشته باشد..

·          آیا جامعه در آینده آبستن حوداثی نیست که این چنین القا شود که حضور مجدد اصلاح طلبان به معنی تشنج در جامعه است و چون جامعه به سکوت وآرامش نیاز دارد پس باید یک گروه حذف وگروه فعلی در عرصه سیاست واجرا باشند؟

باید منتظربود تا معلوم شود شرایط و حوادث جدید در عرصه اجتماعی در ماه های آینده  چگونه بر افکار مردم تأثیر خواهد گذاشت.

بدگوئی به هر بهانه برای ماندن در قدرت

بدگوئی به هر بهانه برای ماندن در قدرت

من نمی دانم چرا ادبیات بعضی افراد اصولگرا ؛ تهمت زنی ، هتاکی و بد گفتن از دیگران بخصوص گروه های   وافرادرقیب است؟ شاید بعدها لغت نامه ای جدیدی نوشته شود و در آن بیان شود که ؛ « اصولگرایی یعنی تهمت زنی و وبرای حفظ  قدرت ،همه را به هرصورتی که صلاح است با تهمت وریا  از میدان بدور کردن .»

 یکشنبه گذشته نماینده روحانی اصولگرای تهران در مجلس در نطق پیش از دستور ، همه شخصیت های نظام را  به گونه ای وابسته به خارج معرفی می کند و پیکان این حمله وتهمت را به طرف سید محمد خاتمی نشانه می گیرد و او  را به نوعی عامل بیگانه معرفی می کند ودر همان روز هفته‌نامه همت که زیر نظر عده‌ای از نزدیک‌ترین اشخاص به آقای محمود احمدی‌نژاد اداره می‌شود، در آخرین شماره خود با انتشار عکس و تیتری تعجب برانگیز ، به بسیاری از بزرگان نظام از سلیقه‌های گوناگون فکری و سیاسی اهانت کرد. این مجله که توسط مسئولان سابق سایت نوسازی (نزدیک به فاطمه رجبی) اداره می‌شود، در شماره یکشنبه 13 بهمن یعنی تنها یک روز پس از آغاز دهه فجر، با انتشار این عکس و تیتر ، تخطی خود را از پایبندی به آرمان‌های امام و انقلاب به نمایش گذارد  و سایت جامعه اسلامی دانشجویان عدم تصمیم گیری خاتمی و موسوی را نمایش معنادار  وبازی سیاسی می خواند.

براستی اینان چرا تا این اندازه از حضور خاتمی ویا موسوی  وحتی قالیباف و.. در عرصه رقابت  انتخابات دور دهم می ترسند؟ آیا حفظ قدرت تا  این میزان مهم است که هرگونه  سخن گفته شود؟ کسی از نقد نمی ترسد بخصوص اگر اندیشمندی مانند خاتمی باشد  مطمئناً تهمت وبد گفتن  وریاکاری دوام ندارد.

دعوت به اعتصاب واعتراض

چرا کانون صنفی معلمان وقت شناس نیست؟

*****

          کانون صنفی معلمان در طول یک ماه گذشته دو خطای بزرگ  و مشخص داشته است و بهتر است با تدبیر برای  رفع این گونه اقدامات کاری نماید:

     1 – در شب تاسوعای امسال اقدام به انتشار اطلاعیه ای کرد که ضمن داشتن نقایصی درمتن آ ن؛  نتواست از آن ، بهره لازم را ببرد و با توجه به تعطیلات و عزاداری عاشورا وتاسوعا حسینی ، به فراموشی سپرده شد، اگر چه تاریخ تدوین آن اعلامیه ؛روز جمعه 13/10/87 ؛ یعنی 5  روز مانده به ایام عزاداری تاسوعا وعاشورا بود ؛ ولی در شب تاسوعا منتشر شد.

    2 -  در این روزها که ایام بزرگزاری جشن های انقلاب اسلامی است؛ و افتخار هر ایرانی است و یادآورفریاد آزادی واستقلال و جمهوری اسلامی شهدای انقلاب است ؛ در روز 12 بهمن ماه ، اقدام به انتشار اطلاعیه ای  ، برای شروع اعتصابات معلمان در اسفندماه امسال نموده است ؟؟!!

 

ادامه نوشته

هوشیاری وغفلت !!

هوشیاری وغفلت !!

      به نظر می آید مسئولان سیاست خارجی در این برهه از زمان باید تدبیر بیشتری به کار ببرند تا مبادا در پس هر اتفاقی  در امروز ، فردا پس از آرامش التهاب ،عوارض آن  برای کشور هزینه بر باشد:

1-      گروهی از دانشجویان، به باغ قلهک  ایران که در اختیار سفارت انگلیس در تهران است حمله کردند و برای ساعتی آن را تصرف کردند و پرچم فلسطین را در آن به اهتزاز درآوردند. به نطر می آید این دانشجویان از غفلت نیروهای حاضر در در محل استفاده کرده باشند!!

2-      ۱۲ نفر از از اعضای کانون های صنفی معلمان ایران امروز صبح ( چهارشنبه 11/10/85 )  در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت شدند. اعضای کانون صنفی معلمان تهران و شهرستانها که بر اساس بیانیه ی کانون تهران امروز صبح برای اعتراض به اجرایی نشدن قانون مدیریت خدمات کشوری پس ازگذشت  یک سال از تصویب آن و یک ماه از پایان مهلت قانونی دولت برای اجرای آن و سکوت مجلس به مقابل خانه ی ملت آمده بودند .شاید این معلمان متوجه هوشیاری نیروهای حاضر در محل نبوده اند!!

3-      دانشجويان به ديپلمات‌هاي اردني و مصري در تهران اولتيماتوم داده‌اند كه خاك تهران را ترك كنند و در غير اين صورت حادثه تسخير لانه جاسوسي 13 آبان 1358 تكرار خواهد شد. عدم ترك تهران از سوي ديپلمات‌هاي مصري با وجود اولتيماتوم جدي دانشجويان معترض در حالي صورت مي‌گيرد كه در جريان تجمع آرام‌تر چندي قبل دانشجويان در مقابل دفتر حافظ منافع مصر در تهران دولت مصر اعلام كرده بود در صورت تكرار اين حادثه ديپلمات‌هاي خود را از تهران فرا خواهد خواند.

از پس التهاب امروز جامعه ، فردای آرامی هم هست ، کار سیاست را ، باید با تدبیر کارشناسان امور، پیش برد وباید هر اقدامی برای پیشبرد اندیشه های ماندگار ملت  ،با درایت باشد که مبادا آن اشغال باغ ایرانی غصب شده توسط انگلیسی ها واین دستگیری آموزگاران فرزندان ملت ، به جای رفع مشکل ، به پیچیدگی آن کمک کند!!