از نسیم شمال
دست مزن ! چشم، ببستم دو دست
راه مـــــــرو! جشم ، دوپایم شکست
حرف مزن ! قطع نمــودم سخــــن
نطق مکن ! چشــــم ، ببستم دهن
هیج نفهم ! این سخن عنوان مکن
خواهــش نافهمی انسان مـکـــن
لال شوم ، کور شوم ، کــر شوم
لیک محال است که من خر شوم
لیک محال است که من خر شوم
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط کرمانشاهی
|
چه غریب ماندی ای دل