لبخند يوسف

       هنگامي كه برادران يوسف (علیه السلام) مي خواستند او را به چاه بيفكنند ،وي خنديد ،برادرانش تعجب كردند و گفتند : براي چه مي خندي ؟!  حضرت يوسف (علیه السلام) راز خنده خود را اين گونه بيان كرد:

     فراموش نمي كنم روزي را كه، به شما برادران نيرومند نظر افكندم و خوشحال شدم و با خود گفتم : كسي كه اين همه يار وياور نيرومند دارد از حوادث سخت چه غمي خواهد داشت ! روزی به بازوان شما ، دل بستم ،اما اكنون در چنگال شما گرفتارم  و به شما پناه مي برم ،ولي به من پناه نمي دهيد.

     خدا؛  شما را بر من مسلط ساخت تا بياموزم كه به غير او ( حتي برادرانم )تكيه نكنم .

تفسیر نمونه ج9

ناصر مکارم شیرازی

این مطلب را اینجا هم آورده ام.