غــزلـــی از رهبر معظم انقلاب
سروده ای از رهبر معظم انقلاب
حضرت آیت الله خامنه ای
*****
سرخوش ، زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو ، سرگرم پریشانی خویشم
در بـزم وصال تو نگویم به کـم وبـیش چـو آینه خـو کرده بـه حیرانــی خویشـم
لـب باز نکــردم بـه خـروشی و فغانی مــن محــرم رازدل طوفـانـــی خویشــم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمری است پشیمان ، زپشیمانــی خویشم
از شوق شکر خنده لبش ،جان نسپردم شرمنده جانـان، زگــران جانـــی خویشم
بشکسته تراز خویش ندیدم به همه عمـر افسرده دل از خویشم وزندانــی خویشم
هــرچنـد «امیـــن» بستـه ی دنیـا نیـم اما؛ دلبستـــه یاران خــراسانـی خویشم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۷ ساعت توسط کرمانشاهی
|
چه غریب ماندی ای دل