کانون صنفی معلمان
کانون صنفی معلمان
نگران در یاقتن هویت سیاسی و ناتوان در تقویت هویت صنفی
مدتی است که بحث صنفی یا سیاسی بودن کانون صنفی معلمان ایران مجدداً در بعضی از وبلاگ های معلمان مطرح شده است واعضای محترم کانون ؛ ظاهراً به دو گروه « سیاسیون و صنفیّون » تقسیم شده اند و بعضی از اعضا، با دلایل متعدد و با استناد به اساسنامه کانون معتقدند که این نهاد فرهنگی باید صرفاً غیر سیاسی باشد وفقط به پیگیری امور صنفی معلمان بپردازد.
شاید در این موقعیت آرام و بی تقاوتی معلمان ، بهتر آن باشد که کانون صنفی به یک کار صنفی -فرهنگی ، اقدام نماید و با درخواست از صاحب نظران و معلمان بخواهد این موضوع را بررسی و آسیب شناسی نقد وبررسی نمایند تا بلکه معلمان ،در در رسیدن کانون به اهداف خود ، همراه فعال و موفق وجدی باشند.
برای شروع موضوع ؛ ما متقدیم که ؛ کانون صنفی معلمان در وضعیت فعلی، نگران در پیداکردن هویت سیاسی و ناتوان در تقویت هویت صنفی خود است :
1 – همه می دانیم در فعالیت در بافت فعلی جامعه کنونی ، بدون پشتوانه قدرت (مردمی یا نظامی و یا مسئولیتی ...) و یا مذهبی و هیئتی و یا سیاسی ، در چارچوب نظام ( وحتی دقیقتر دولت ) یا سخت است و یا غیرممکن. حال باید گفت ؛ کانون های صنفی در کدام بخش این موضوع قرار دارند؟ تا ماندگار و اثرگذار باشند. آیا می توان نگاه تردید آمیز حاکمیت را با روشن کردن جایگاه اجتماعی کانون ، برطرف نمود؟
2 – اگر چه کانون صنفی معلمان « ظاهراً » نهادی غیر سیاسی است ولی رفتار او هم معمولاً ، صنفی نمی باشد و غالباً با چهره یک گروه اپوزسیون داخلی، به طرح مطالبات خود می پردازد و این نکته اصلی تردید متولیان در تعامل با کانون های صنفی است .آن چه در بیانیه ها و مصاحبه های بعضی اعضا ، بیش هر چیز دیگری ، جلوه می کند ؛ نقد قدرت حاکمیت است تا طرح مطالبات صنفی!!؟؟ ممکن است این ادعا با ادله متعدد و با طرح سوابق اعضای محترم ، انکار و رد شود ولی باید قبول داشت این نگاه به کانون وجود دارد و برای رفع و اصلاح این دیدگاه و نگرش منفی ،باید تلاش نمود.
3 - اگر چه کانون صنفی معلمان ، گروهی سیاسی نیست ولی در عرصه حضور در جریانات سیاسی کشور ، باید بتواند تأثیرگذار ، وارد در عرصه احتماع شود و از گروه هایی که کانون را به سمت اهدافش کمک کند بتواند حمایت بگیرد ؛ این یعنی همان کاری که ، خانه کارگر انجام می دهد.
4 – برای زنده ماندن و تأثیرگذاری هر نهاد سیاسی یا صنفی ویا فرهنگی در عرصه معادلات اجتماعی ؛ وجود تریبون های اطلاع رسانی قوی ، از جمله روزنامه و خبرگزاری و یا یک سایت قوی که بتواند مخاطبین را با ذائقه های مختلف برای انتشار دیدگاه خود نگه دارد ،لازم و ضروری می باشد ولی کانون صنفی معلمان از این امتیاز برجسته ، بی بهره است. باید قبول کرد صرف وجود چند وبلاگ شخصی بدون دسترسی به منابع لازم ؛ تحلیل و نقد جای خود را به اظهار نظر شخصی می دهد ونمی تواند موثر باشد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است قصد این نوشته بیشتر طرح موضوع کانون صنفی در بین معلمان است و از زحمات بی ریای دوستان عزیز، برای احقاق حق فرهنگیان کشور تشکر می کنم.
چه غریب ماندی ای دل