مهمانی کریمان

      شیخ احمد خضرویسه، رحمةالله علیه، روزی عیال خود را گفت : « می خواهم فلان را ، که از معارف شهر است مهمان کنم»

    زن گفت : « او مردی بزرگ است وما را اسباب ضیافت او کجا به دست آید ؟»امّـا چون هر آینه او را بخواهی آورد ، باید که گاوی و گوسفندی وخـــری یسمل کنی!

     احمد گفت : « کشتن گاو و گوسفند می دانم، اما حکمت در کشتن خــر چیست؟»

  زن گفت : « چون کریمان و بزرگان دست در نمک زنند ، واجب کند که سگان محلّت را نیز ، دندانی چرب کنند.»

 

 جوامع احکایات و لوامع الراوایات

 محمد عوفی

صفحه 210