هرچه اندیشی
هرچه اندیشی پذیرای فنـاست
آنکه در اندیشه ناید آن خداست
هرچه اندیشی پذیرای فنـاست
آنکه در اندیشه ناید آن خداست
آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانــــــــی ز گناهــــــــــم بده
ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بــده
لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بــده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جان سوز به آهـــــم بده
لشگرشیطان به کمین من است بی کسم ای، شاه پناهم بــــده
از صف مژگان نگهی کن به من با نظری ، یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی جمله ی حاجات مرا هم بده
مــراعاتـــــــــــــی کند این ناتوان را
ره دور است و تاریک است و باریک
به دوشـــــم می کشــم بار گران را
ببینـد ایــــــــــــن دل افســــرده ام را
ببیند ایــــــــــن رخ چــون زعفران را
ببیند ســـر بـــه سر غم روی غم را
ببینـــــد دم بــــه دم اشـــک روان را
مراعاتــــــــــــی کند شاید که بینــم
جمــــال جــانفــزای همرهــــــــان را
در طوس جلال كبريا مي بينـم بي پرده تجلّـي خدا مي بينم
در كفش كن حريم پور موسي موساي كليم با عصا مي بينـــم
گـــــرد در و بام دوست ، پرواز کنند
هرجــا که دری بود به شب ،در بندند
الاّ در دوست را که شب باز کنند
ابوسعید ابوالخیر
اوصيكما بتقوى الله و ان لا
تبغيا الدنيا و ان بغتكما و لا تاسفا على شيء منها زوي عنكما و قولا بالحق
و اعملا للاجر و كونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.
رفیق شهید بزرگوار، شهید رجایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) میگوید:
با هم دورهگردی میکردیم، کاسه بشقاب میفروختیم. آخر شب، وقتی میخواستیم پول را تقسیم کنیم، با این که هر دو یک سرمایه گذاشته بودیم امّا او میگفت: شما پنج نفرید، ما سه نفر، پول را تقسیم به هشت میکرد. میگفتم: نصف سرمایه را تو گذاشتی، نصف دیگر را من گذاشتم، هر دو هم به یک اندازه کار کردیم، میگفت: نه.
وقتی لقمه حرام نیامد، دید انسان هم باز میشود، بصیر میشود، میفهمد، حقوق را درک میکند و خدا هم برکات را بیشتر و بیشتر میکند. چنین کسی حریص نمیشود، مال جمع نمیکند، «الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ»اینطور نمیشود. آنوقت ببینید خدا هم چه برکاتی به او مرحمت میکند. او را به ریاستجمهوری میرساند، ظاهر دنیا مثلاً ریاست، از آن طرف هم به شهادت ختم به خیرمیشود.
وقتی لقمه را رعایت کردی و مراقبه کردی که حرام و شبههناک در زندگی نیاید، میرسی به جایی که از حلال هم میگذری. شهید رجایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، حلال خودش بوده با هم شریک بودند امّا از این حلال هم گذشت.
ان شاء اللَّه با سلامت نفْس وارد بشويد به ماه مبارك؛ و در ماه مبارك خودتان را در ضيافت خداى تبارك و تعالى ببينيد و حق تعالى را مضيف خودتان ببينيد و او را حاضر واقعه ببينيد. اگر خداى نخواسته، يكوقتى خواستيد به يك كسى جسارت كنيد، بفهميد كه در حضور خدا داريد به بنده خدا جسارت مىكنيد. اگر غيبت كرديد از يك مؤمنى، بدانيد كه در حضور خدا غيبت كرديد از يك مؤمنى
اعمال شما- به حسب روايات- عرضه داده
مىشود پيش رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم. اگر اعمال شما عرضه
داده شد و رسول اللَّه ديد شما خلافكار هستيد چقدر ايشان ناراحت مىشود؟!
نخواهيد كه رسول اللَّه ناراحت بشوند؛ قلب مبارك ايشان را مكدر نكنيد. اگر
يكوقت صفحه عمل من و شما را بردند رسول اللَّه ديد كه از غيبت و از تهمت و
از فحش و امثال ذلك پر است، جهت قلبش هم كه او اطلاع دارد همه اش توجه به
دنياست، جهت اخلاق هم اخلاقيات فاسده، بغض و حسد و كينه- عرض مىكنم-
بدبينى نسبت به مردم، آن وقت يك همچو چيزى ببيند شايد در حضور ملائكة
اللَّه و در حضور خداى تبارك و تعالى خجالت بكشد كه اين شخص از پيروان
شماست، از شيعيان شماست، از امت شماست ...
(صحيفه امام ج2 ص390)