صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
![]()

از اتفاقات خرداد88
· اتفاق اول ، حضور حماسی و با نشاط مردم است به طوری که باید اذعان کرد این حضور با نشاط و با بلوغ سیاسی و بااخلاق مردم ، موجب شگفتی جهانیان شد . دوستی ؛ برادری، معنویت ، احترام به یکدیگر و به منتقد ،امیدواری ، نشاط وشادابی و بخصوص حضور پر رنگ جوانان و زنان و مردان در فعالیت های سیاسی جامعه ، همه و همه حکایت از علاقه مندی به کشور و حق تعیین سرنوشت و حساسیت عمومی در انتخاب مدیریت ارشد کشور بود. جشنی ملی قبل از رسیدن به پیروزی برپا بود.
· اتفاق دوم ، تضعیف جایگاه رهبری در کشور بود ، نمی توان انکار کرد که تا قبل از خرداد 88 رهبری با دخالت در هر کاری ، آن موضوع خاتمه یافته تلقی می شد وهر دو جناح کشور ، مطیع حکم رهبری بودند، اما در خرداد88 این موضوع، اگر چه با لفظ انکار می شود ولی عملاًدیده می شود که آن نفوذ معنوی خود را اندکی از دست داده است !! ، لایحه هایی از روحانیت نسبت به عملکرد رهبری صریحاً انتقاد می کنند . نمونه هایی از آن را در موضع گیری کروبی و سخنان هادی غفاری و درخواست طیفی از مردم اجتماع ، از مراجع تقلید برای دخالت در امور حکومتی و صراحت بیان اختلاف بین هاشمی و رهبری و بیانیه های مجمع روحانیون مبارز است. این رفتارها در جامعه وبین مردم قابل انکار نیست ، اما در آینده چه عوارض و نتایجی خواهد داشت ؛ بستگی به میزان ترمیم اعتماد بین هر گروه روحانیت دارد و امیدواریم روحانیت با روحانیون اختلاف جدی و حاد پیدا نکنند و به عبارتی ؛ اختلاف روحانیت علیه روحانیت در جامعه نمود پیدا نکند.
یک دیدگاه وسه بیانیه
سیدمحمد خاتمی:
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است.
بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی :
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم.
بیانیه چهارم مجمع روحانیون مبارز:
متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه به نتیجه نرسید.
بیانیه مهدی کروبی:
دولت برآمده از این انتخابات را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم.
باده های ناخورده
سرانجام بعداز دوهفته التهاب سیاسی در کشور، شورای نگهبان قانون اساسی ؛ انتخابات 22 خرداد 88 ریاست جمهوری را تأییدکرد و طی یک ماه آینده، محمود احمدی نژاد به عنوان دهمین رئیس جمهور ایران، سوگند یاد خواهدکرد . اعلام صحت برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، به معنی اعلام رسمی پایان اعتراضات است و به اصطلاح، پرونده انتخابات دهم بسته شد . آیا با اعلام بسته شدن پرونده انتخابات و تأیید صحت برگزاری آن و انجام مراسم تنفیذ و تحلیف رئیس جمهوری احمدی نژاد ؛ پرونده گلایه ها و اعتراضات و نگرانی ها بسته خواهدشد؟
گمان مبر به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
به نظر نمی آید کسی با وضعیت فعلی ، آرامش را برای آینده سیاسی کشور پیش بینی کند؛ کمترین عوارض شروع به کار دولت آینده ، بی اعتمادی نسبت به عملکرد اوست، عمده مشکل دولت دهم این است که مستخدمان و مجریان برنامه های او ؛ همان مردمی که به او رأی داده اند ، نیستند، بلکه کسانی هستند که طی دو هفته ، اعتراضات خود را ، نسبت به برگزاری و نتایج انتخابات در خیابان های شهرهای ایران ، اعلام کردند و امروز سکوت وهمراهی آنان با دولت آینده ،به معنی تأیید دولت و پذیرش برنامه های او نیست بلکه نوعی اعتراض خاموش است برای به دست آوردن فرصتی دیگر است. به عبارت روشن تر ؛ اکثرمجریان دولت، معترضان برنامه هایش هستند. باید دید و منتظر بود؛ آیا دولت دهم، می تواند اعتماد شکسته مردم را به خود برگرداند و آنان را به همراهی بابرنامه هایش ، هماهنگ نماید؟ اگر به آن چه در مناظرات با عنوان « مبارزه با مافیای قدرت و ثروت » که به عنوان ابزار تبلیغاتی از آن استفاده شد ؛ در آینده نمود و اثبات نشود ، اعتبار دولت در بین هواداران خودش هم کمتر خواهد شد.
شروع به کار دولت دهم؛ با احتیاط در تصمیم گیری ها و گفته ها و برنامه های احمدی نژاد خواهد بود ، چون هم دولت با بحرانی که شروع کننده آن باشد، نمی تواند برنامه هایش را پیش ببرد وهم دیگر حامیان او ، موافق این رفتار ها نیستد .
سراي بي كسي
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر مــــلال ما پرنــــــده پر نمي زنــــد
يكي زشب گرفتگان چــــــــراغ بر نمي كنـــد
كسي به كوچه سار شب ،در سحر نمي زند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي ســــوار
دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زنــد
دل خراب من دگر خراب تر نمي شـــود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمي زند
گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يــــكي صلاي آشنا به رهگـــذر نمي زنـــــد
چه چشم پاسخ است از اين دريچه هاي بسته ات
بـــــــرو که هيچ کس نــــدا به گوش کر نمي زنــــد
نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست
اگر نــــه بر درخت تر کسي تبر نمي زنــد
هوشنگ ابتهاج
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مُّبِيناً
به بندگانم بگو:
سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه [شيطان بوسيله سخنان ناموزون]، ميان آنها فتنه و فساد مىكند؛ هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است!
«53» سوره الاسراء
شـــر نرسانید؛
مـا را به خیـر شما امیــدی نیسـت .
طبیعت دشمن نیرنگ و دروغ و شایع پراکنی برای امتیاز گرفتن و از میدان به در بردن رقیب است ، اگر در تعامل و پیشبرد اهداف ، هدفی جز این داشته باشد پس دشمن نیست و دوست است .
دخالت در امور جاری ایران و ایجاد تفرقه بین مردم در داخل کشور به بهانه حمایت از موسوی و دشمنی با احمدی نژاد ؛ حربه پوسیده مخالفان نظام جمهوری اسلامی است و فقط به طولانی شدن اوضاع و بحران فعلی و ایحاد دودستگی بین مردم منجر می شود .نه مردم ما ، چشم به این حمایت های تزیینی و دروغین دارند و نه کسی به این حمایت ها، اهمیت و بها می دهد . ممکن است این چنین حمایت هایی ، وضعیت و جایگاه جهانی کشور را دچار مشکل نماید ولی قطعاً در دراز مدت موجب اتحاد مردم در داخل و خارج از کشور می شود. پس به قول معروف باید به دلسوزان خارجی گفت: « ما را به خیر شما امیدی نیست ، شر نرسانید.»
اگر عقلای قوم ، حوادث جاری را مدیریت می کردند و در مدیریت بحران ، منفعلانه برخورد نمی کردند و از حضور مردم در تجمعات قانونی حمایت می کردندو نیز معترضین با حفظ اصول اعتراضی خود، نسبت به بعضی از اتفاقات جاری واکنش نشان می دادند؛ به یقین وضعیت به این حد نمی رسید که خارج نشینان فکر کنند مردم ایران در داخل کشور ، به جان هم افتاده اند و به تقسیم ارث انقلاب می پردازند و آنان هم ، بخواهند ،از این نمد کلاهی برای خود بدوزند و در این شرایط به اهداف خود، که ضربه زدن ،به جایگاه وهویت ایران وایرانی است؛ برسند. از طرفی نباید همه مشکلات را به خارج از مرزها متصل کنیم باید منصفانه سهم هر دو جناح را در بوجود آمدن این شرایط واوضاع را نادیده نگیریم.
اکنون که مراجع محترم تقلید و دیگر دلسوازان نظام به فکر آشتی ملی هستند باید دید ، آستانه تحمل مدیران فعلی برای برون رفت از وضعیت چگونه وچه مقدار است . وباید دید ،هر جناحی چه اندازه به خواست و نظر گروه مقابل ،اهمیت می دهد واحترام می گذارد؟ تعامل را باید به اتحاد ملی مبدل کرد.
ملاقات مولانا و شمس
نقل است چون اول بار مولانا را با شمس ملاقات افتاد ،شمس از او سوالی کرد که آيا در مقامات سلوکی و عرفانی، محمدبن عبداله والاتر است يا بايزيد بسطامی؟
مولانا گفت اين چه سوالی است! محمد فرستاده و پيامبر خداست و بايزيد يکی از پيروان و دوستداران آن پيامبر!اين مقايسه اي نابجا است.
شمس او را گفت پس چرا محمد گفته است که :
ما عَـرفنـاک حـقَّ مَـعرفتـک
و بايزيد گفته است که:
سُبحان ما اَعظَم شَــأنـّی
محمد از عدم معرفت و عبادت خداوند آنگونه که شايسته اوست سخن گفته و بايزيد ، خداگونه ،خويش را عظيم الشان می داند و می گويد پاک باد وجود من که اينگونه بزرگ است.
مولانا در جواب مي گويد
دليل از آن روست که بايزيد را ظرفی بود سخت تنگ و کوچک که با اندکی نوشيدن می، آنچنان مست شده بود که ندای حق بودن سر داده بود ولی ظرفيت اقيانوس وش محمد چنان بود که در اوج مقامات، باز از نادانی خويش سخن می گفت .
چون شمس اين جواب از مولانا شنيد نعره ای کشيد و بی هوش شد.
دعای هر روز در ماه رجب
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ
اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم
يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ
اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد
يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً
اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى
اَعْطِنى بمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ
عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را
وَاصْرِفْ عَنّى بمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ
و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را
فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود
يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.
التماس دعای خیر
مجمع روحانیون مبارز:
مردم بر این باورند که با آراء آنان بازی و به فهم و شعورشان اهانت شده است
متن این بیانیه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟
وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده میشود مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.