صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
![]()

کودک 8ساله ای که به مقام امامت رسید!؟

همه ما ، فراوان نام مبارک امام جواد (ع) را شنیده ایم و او را به عنوان باب الحوائج خود ، در نزد خدای سبحان ، واسطه کرده ایم.
آیا تا به حال فکر کرده اید که امام جواد در هنگام رسیدن به مقام امامت چند سال داشته است؟ و چگونه با این سن کم به این منصب مهم رسیده است؟
پاسخ به این سئوال ساده است:
1 - مقام امامت ، منصب خددادی به 12 ستاره درخشان آسمان عصمت وطهارت است ، وخداوند خواسته است که این 12تن هادیان معصوم مردم باشند ودر روایات فراوانی به این مهم اشاره شده است و اعتقاد به این اصل لازمه ولایت پذیری هر شخص مؤمن است.
2- فقط امام جواد نیست در سن کم به این منصب مهم می رسند قرآن مجید در سوره مریم آیه 30 تا 34 از زبان حضرت عیسی که کودکی در گهواره است و مادرش مریم در روزه سکوت است ونمی تواند سخن بگوید ، بر پیامبری آن حضرت صحه گذاشته است ؛می فرماید :
قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است
وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا و هر جا كه باشم مرا با بركتساخته و تا زندهام به نماز و زكات سفارش كرده است
وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيخته مىشوم
ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستى كه در آن شك مىكنند.
این آیات نشان می دهد خداوند به هر کاری تواناست، و اوست کودک 8 ساله را هم ،به مقام امامت منصوب می نماید.
حضرت یحیی وحضرت یوسف ، پیامبران بزرگ هم در کودکی ، منصب پیامبری آنان اعلام شده است.
3 - امام رضا (ع) در زمان حیات خویش چندین مرتبه در جمع یاران خود به مقام امامت حضرت جواد(ع) اشاره داشته اند که از آن جمله در کتاب ارزشمند« ارشاد» اثرشیخ مفید صفحه265حدیث دوم از صفوان بن یحیی آمده است که به حضرت رضا عرض کردم : پیش از این که خداوند ابی جعفر(امام جواد) را به شما بدهد از شما راجع به امام پس از خود تان سئوال کردم وشما فرمودید: خداوند پسری به من خواهد داد واکنون خدا این پسر را به شما داده است و دیدگان ما را به واسطه ی او روشن کرد وخدا روز مرگ تو را به ما ننمایاندوچنین روزی برای ما پیش نیاورد واگر خدای ناکرده چنین پیش آمدی کرد به چه کسی باید پناه ببریم وامام ما کیست؟ اما رضا(ع) با دست خود اشاره کرد به ابی جعفر کرد که در پیش رویش ایستاده بود، عرض کردم قربات گردم این که کودکی خردسال است وفقط سه سال از عمرش گذشته است ؟ فرمود: ردسالی او چه زیانی به امامت او زند . همانا عیس(ع) کمتراز سه سال داشت که به پیامبری وحجت الهی قیام کرد!
مختصری از زندگی امام جواد علیه السلام:
مشهور است که امام جواد(ع) در روز دهم سال 195هجری قمری ( 23 فروردین سال 190 شمسی)در مدینه به دنیا آمد لقب او جواد وتقی و کنیه اش ابوجعفر است نام مادرش خیزران وهمسرش ام الفضل دختر مأمون بود در هشت سالگی پدربزرگوارش به شهادت رسید ومدت 17 سال مقام امامت وهدایت مردم را به عهده داشت و روز 30 ذیقعده سال 220 ه ق( 8 آذر سال 214 شمسی)در سال 220 هجری در سن 25 سالگی در کاظمین عراق به وسیله معتصم خلیفه عباسی به شهادت رسید.
مناظرات
امام جواد علیه السلام مناظرات و بحث و گفتگوهایی داشته است که برخی از آنها بسیار پر سر و صدا و هیجان انگیز و جالب بوده است. و از آن جا که آن حضرت نخستین امامی بود که در کودکی به منصب امامت رسید، علت اصلی پیدایش این مناظرات این بود که از یک طرف، امامت او به خاطر کمی سن برای بسیاری از شیعیان کاملا ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانایان شیعه بر اساس عقیده شیعه هیچ شک و تردیدی در این زمینه نداشتند) از اینرو برای اطمینان خاطر و به عنوان آزمایش، سؤالات فراوانی از آن حضرت میکردند.
سخنان امام جواد (ع):
نياز مؤمن به سه چيز
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.
استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.
قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.
تأخير در توبه
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»
نامه امام جواد به دوستش
«كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:
امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.
مسئوليت گوش دادن
«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:
هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.
پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن
«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.»:
كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.
نوشته امام جواد (عليه السلام)
«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.»:
حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه می بريم.
دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا
«أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:
خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟