بـــد اخلاقـــی در قــــالـــب اعتراضــــات کلامی! ؟
در این سزای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود که خنجر غمت ازین خرتب تر نمی زند
جه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات برو که کس ندا به گوش کر نمی زند
وقتی واقــع بینانه به مسائــــل جــاری کشور توجه می شود ، معلوم می گردد که فرهنگ مردم و نوجوانان و دانش آموزان ، که بنیان پیشرفت و ترقی ایران زمین است ، از همه مسائل کم اهمیّت تر و شاید بی ارزش تر جلوه می کند و کسی از مسئولین کشوری ، به این مهم ، عنایت و توجهی ندارد ، همه مسائل جاری کشور مهم است، حتی برای افتتاح یک گاوداری پنج رأسی، مدت ها بوق کرنا وتوضیح بیان می شود، ولی آموزش وپرورش، ظاهراً زائد است و نیازی به بررسی وضعیت معلم و متعلم نیست!!!
ایام روز معلم هم، با بــوق وکــرنای تلوزیون ، ارج نهاده خواهد شد ولی به آموزش و پرورش پرداخته نخواهد شد چرا که ظاهرسازی فرهنگی ، بهتر از فرهنگ سازی مردمی است .
در حالی که همه ارکان کشور، توسط پیشقراولان فرهنگ کشور، در آموزشگاهها به شوخی و جد ، به سخره گرفته می شود ، کسی نیست بگوید ؛ بی توجهی به این مهم ، وفراموشی مشکلات معلمان ؛ خسارتش اگر بیشتر از تحریم های بین المللی نباشد ،کمتر از آن نیست.
مگر نه این است که هر ساختنی ، باید از درون آغاز گردد و بعد به بیرون و ظواهر آن، پرداخت ؛ پس چرا کسی به فکر بازگرداندن اعتماد شکسته معلمان به متولیان داخلی ، نمی باشد؛ واین قهر ساکت را، به دوستی و محبت تبدیل کند ، قطعاً ،در نبود اعتماد به مسئولین کشور ، نتیجه کارهای مهم ،هرچند وهر اندازه مهم باشد، بی اثر خواهد بود.
حقیقتاً ، به نتیجه و تأثیر طولانی مدت و شاید ماندگار، بد اخلاقی و ساختار شکنی بی محابا و با جرأت و جدیدی که در قالب اعتراض منفی معلمان ، به همه ارکان حکومت ، در مدارس وجود دارد وشروع شده است و ممکن است بعد ازموضوع شایعه استفتاء ، به مراجع معظم تقلید و خدایی نکرده به بعضی از مقدسات مذهبی هم سرایت کند ، نگرانم !! وبعید می دانم عقلای کانون های صنفی با این رویکرد تازه و توهین آمیز که با صراحت توهین و دشنام زشت داده می شود (نه اینکه انتقادبشود) موافق باشند؟! حداقل لازم است برای نهگداری اتحاد کم رمق وضعیف معلمان در این برهه زمانی حرمت ها شکسته نشود. ( اگر حرمتی باقی مانده باشد!) درهر حال حفظ اخلاق در طرح مطالبات قانونی لازم و زینت بخش گفتار است.
به راستی ؛ چرا کسی به فکر حل مشکلات معلمان نیست؟ تا راه برای کسانی که واقع بین هستند باز شود تا در دفاع از منویات و اهداف عالیه انقلاب اسلامی با صلابت ، دفاع نماید. آقایان مدیران فعلی! ، با ناتوانی خود ، دوست داران انقلاب را خلع سلاح نموده اند و هر چه چیزی را که ، نباید بشنوند ، می شنود، وکسی دم بر نمی آورد وتوان حل مشکلات هم ندارند ، چون سخن حق ، در اختیار منتقدین برای اثبات نیات خود است ، وبا استدلالواقع بینانه بیان وذکر می کنند؛ و این جاست که باید صدا زد و فریاد زد :
« آیا کسی است که مشکلات معلمان را جدی بداند وبرای رفع آن اقدام نماید!؟ »
و آیا کسی به فکر باروری فرهنگ فرزندان ایران زمین است؟!
سخن آخر این که ؛ شایسته است کانون های صنفی در مقابل ، احساساتی سخن گفتن وعمل کردن گروهی از افراد فرصت طلب و شاید بی تدبیر که از ساز وکار اعتراض سالم کم اطلاعند ، و همیشه ، قبل از کمک به صف خودی ، به سود رقیب عمل می کنند ساکت نباشد ، و هدایتگری لازم در هر زمان وموقعیت لازم داشته باشند، تا بتوانند راحت تر و راسخ تر ،از حقوق صنفی معلمان دفاع نماید!
مبارزه صنفی در یک سیستم برای احقاق حقوق فراموش شده و یا پایمال شده مستلزم پذیرش چارچوبه آن سیستم است، و قطعاً همه می دانند که مبارزه صنفی با مبارزه سیاسی وحتی چریکی متفاوت است. |