سكولارهاي متفرق
معاون سابق وقائم مقام فعلي وزير آموزش وپرورش در نامه اي خطاب به ريئس ستاد تحول بنيادي در نظام آموزشي وزارت خانه (وزير) مطالبي را عنوان كرده است كه قابل تامل ودقت است وشايد بتوان آن را اتهام عليه معلمان تلاشگر ومتهعد نسبت داد. وي با بر شمردن ايراد بر نظام آموزشي فعلي اهداف آن را در جهت خدمت به نظام سكولاريستي و كشورهاي غربي دانسته است ومعلمان را تربيت يافتگان اين مكتب وترويج دهندگان انديشه هاي سكولاريستي مي داند وخواستار تغيير اين رويكرد بر اساس نظام اسلامي شده است. تحليل اين موضوع كه اگر بناست تحول بنيادي در سيستم عريض وطويل وفراگير آموزش وپرورش انجام بگيرد چرا فراخوان عمومي داده نمي شود وچرا تجربيات انسانهاي فرهيخته وزحمتكش در مكتب انسان ساز اسلام كه ساليان متمادي در خدمت به فرزندان اين مرز وبوم واين اهداف ارزشمند كمر خدمت بسته اند ناديده گرفته مي شود؟ خود سخني ديگر است.
ابتدا بايد پرسيد اين ستاد كي تشكيل شده است و تا به حال چه اقداماتي انجام داده است وچه اهدافي را در پيش دارد؟ اگر بناست عدم تاثيرگذاري تربيت آموزشي را در جامعه كنوني دريافت بايد به بررسي عوامل مادي ومعنوي وفرهنگي پرداخت وبه جاي فرافكني وارتباط اين بي تاثيري به نظام سكولاريستي غرب آن را در عملكرد ضعيف سياست گذارن فعلي وقبلي در عرصه آموزش وپرورش پيداكرد.كه در لفظ و سخنراني به حرمت واهميت آموزش وپرورش ادعا دارند ولي در عمل هيج اقدامي نمي كنند.اگر چه بررسي اين موضوع خود نيازمند فرصت ديگري است.
جا دارد تشكل هاي تحقيرشده «انجمن اسلامي معلمان و جامعه اسلامي فرهنگيان »وتحديد شده «كانون صنفي معلمان و…»با همت باقيمانده در بعضي از اعضاي خود به تحليل كارشناسي اين مهم بپردازند واثرات نامطلوب اين اظهار نظر غيرمسئولانه را در عرصه فرهنگ وروحيه معلمان يادآوري نمايند.
اما اينكه كسي با اين همه اطمينان و جرات وقدرت واعتماد به نفس حدود يك مليون معلم وچهارده مليون دانش آموز را رهروان اهداف سكولاريستي بنامد خود حكايت مهم ديگري است. آيا وزير مربوطه با عذر خواهي از معلمان شريف وارزشمند مقام ارفاقي به ايشان كه ظاهرا بازنشسته ودعوت به كار هستند باز پس خواهد گرفت و او را از اين سمت بركنار خواهد كرد؟ يا خدايي ناكرده اين زبان حال وزير واعتقاد اوست كه با قلم قائم مقامش بيان شده است ؟
هنوز جراحت زخم زبان وزير به معلمان مدارس دولتي كه آنان را ضعيف در تربيت ديني فرزندان اين مرز وبوم در مقايسه با مدارس غير انتفاعي عنوان كرد از ياد نرفته است. آيا وزير به همكاران خود احترام خواهد گذاشت وتسكيني بر اين زخم وآتش نهفته خواهد گذاشت؟
براستي اگر نظام آموزشي فعلي بر مبناي اهداف سكولارها برنامه ريزي شده است پس چرا جنگ قدرت به لايحه هاي پايين مدريتي براي تصاحب مسئوليت ومعاونت مدارس با حذف صدها نيروي توانمند وكارشناس خبره به اسم دوم خردادي بودن هنوز ادامه دارد؟وهركه در دايره ادعا وانديشه آنان قرار نمي گيرد از كار بركنار مي شود وغير خودي به حساب مي آيد؟ چرا بايد مدعيان اصولگرايي عمر عزيز وبا بركت خود را در جايي هدر بدهند كه در خدمت اهداف بيگانگان است؟ وچرا اين چنين به همه معلمان كشور كه همه مديران فعلي تربيت يافتگان كلاس علم واخلاق آنان هستند بي مهابا بي حرمتي مي شود؟ آيا تشكلهاي خاموش موجود كه مدعي حمايت از معلمان هستند به اين مهم واكنش نشان خواهند داد؟ جادارد معلمان رنجديده با تهيه وارسال طومار اعترلض منطقي خود به مقامات ومسئولان آموزش وپرورش نسبت به اتهامات واكنش فعالانه نشان بدهند و بحث درباره اين موضوع را از جمع هاي چند نفره وگفتگوهاي بي حاصل دفتر آموزشگاه به عرصه اجتماع بكشانند تا ديگران هم ببينند وبدانند كه از ماست كه برماست. |